حق ایران در بستن تنگه هرمز؛ دفاع مشروع یا نقض حقوق دریاها؟

موقعیت جغرافیایی و اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز برکسی پوشیده نیست. دریانوردی، تجارت دریایی و وابستگی اقتصاد جهانی به مسیرهای دریایی در جهان امروز امری بدیهی است. کشتی‌رانی از به‌صرفه‌ترین راه‌های جابجایی کالاست که هزینه زندگی را در نقاط دوردست کنترل می‌کند. این اهمیت باعث شده کشورها در قالب «حقوق دریاها» به مقررات موضوعه و عرفی دست یابند و حتی از برخی حاکمیت‌های ملی خود که در سنت‌های دیرینه وجود داشته، دست بشویند. از جمله محدود کردن حاکمیت جغرافیایی به دریای سرزمینی و شناسایی حق عبور برای کشتیرانی خارجی. در این میان، آبراهه‌های بین‌المللی از اهمیت حیاتی برخوردارند. هرگونه ناامنی و انسداد در آنها می‌تواند تجارت جهانی را مختل نماید. کشورها بر اساس عرف بین‌الملل، کنوانسیون حقوق دریاها و گاه توافقات دوجانبه، عبور از این مسیرها را قانونمند کرده‌اند. این موضوع تحت تأثیر رخدادهای جغرافیایی، سیاسی، نظامی و امنیتی متغیر است. وضعیتی که برای تنگه هرمز در تجاوز غیرقانونی آمریکایی – صهیونی به ایران ایجاد شد و سوالات حقوقی مهمی را شکل داد. انسداد تنگه هرمز توسط ایران در روزهای نخستین جنگ، به عنوان ابزاری دفاعی و بازدارنده، به مسئله‌ای جهانی تبدیل شد که مسیر و هدف جنگ را حتی تغییر داد. تجاوزی که با اهداف بازداشتن ایران از دست یابی به سلاح هسته‌ای، تغییر نظام حاکمیتی، تجزیه، تسلط بر منابع نفتی و … شروع شد، اکنون به موضوع بازشدن تنگه هرمز محدود شده است. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار است که کشورهای متجاوز را به عقب‌نشینی چندباره ترغیب کرده است. پرسش این است: ایران بر مبنای کدام قواعد و اصول حقوق بین‌الملل و منطق عقلائی مجاز به انسداد این تنگه است؟ این اقدام چه تبعات قانونی برای او خواهد داشت؟ تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل چه اندازه در این موضوع مؤثر بوده است؟ اگر قواعد بین‌المللی بتواند با تأمین منافع تمام کشورها به این تنش خاتمه دهد، نشان از رشد و تکامل حقوق بین‌الملل است و در غیر این صورت، مسئله آسیب فراوانی برای نظم جهانی به همراه خواهد داشت.
پیمایش به بالا