سه راه بن‌بست؛ آمریکا در تله حقوق بین‌الملل و قوانین ایران

ایالات متحده در برابر جمهوری اسلامی ایران دچار یک «سه‌گانه باخت» شده است؛ بدین معنا که هر سه گزینه راهبردی سنتی واشنگتن یعنی تقابل نظامی، مذاکره تحت فشار، و تداوم تحریم‌های اقتصادی، همگی به بن‌بست هزینه-فایده تبدیل شده‌اند. این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر منابع حقوق بین‌الملل نشان می‌دهد که در حالی که بازگشت به حاکمیت قانون کم‌هزینه‌ترین مسیر نظری است، اما قوانین داخلی ایران مانند «قانون اقدام راهبردی» و اصولی چون حق حبس، این مسیر را نیز با شروطی غیرقابل‌اجتناب برای واشنگتن مسدود کرده‌اند. نتیجه آنکه تداوم وضع موجود به فرسایش قدرت هژمونیک آمریکا و تقویت تاب‌آوری حقوقی-راهبردی ایران خواهد انجامید. ایالات متحده آمریکا، در میراث سیاست‌های اعلامی خود پس از خروج از برجام، اکنون در احاطه یک سه‌گانه باخت (Trilemma of Loss) قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن سه گزینه راهبردی سنتی واشنگتن، یعنی تقابل نظامی مستقیم، مذاکره تحت فشار و تداوم محاصره و تحریم اقتصادی نه تنها دیگر تأمین‌کننده منافع راهبردی این کشور نیستند، بلکه هر یک به تنهایی به یک بن‌بست هزینه-فایده (Cost-Benefit Deadlock) عمیق تبدیل شده‌اند. پرسش کانونی این مقاله آن است که در میان این سه‌گانه باخت، کدام گزینه برای واشنگتن کم هزینه‌تر است و چرا دستیابی به همان گزینه نیز با موانع حقوقی عدیده‌ای مسدود شده است. فرضیه محوری این تحلیل آن است که گزینه بازگشت به تعهدات و تمکین به حاکمیت قانون، کم هزینه‌ترین مسیر است، اما این مسیر نه یک انتخاب سیاسی آزادانه که یک ضرورت حقوقی برای واشنگتن محسوب می‌شود. برای اثبات این گزاره، مقاله حاضر با بهره‌گیری از روش‌شناسی تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر منابع چهارگانه حقوق بین‌الملل (معاهدات، عرف، اصول کلی حقوقی و رویه قضایی)، به کالبدشکافی تطبیقی این سه گزینه می‌پردازد. چارچوب نظری این پژوهش بر دو ستون مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها (منبعث از کمیسیون حقوق بین‌الملل ۲۰۰۱) و دکترین بازدارندگی حقوقی استوار است و نشان می‌دهد که چگونه جمهوری اسلامی ایران با تبدیل الزامات راهبردی خود به قوانین موضوعه داخلی و اقدامات متقابل مشروع، طرف مقابل را در یک تصلب حقوقی (Legal Entrenchment) گرفتار کرده است…
پیمایش به بالا