تحلیل پیامدهای ژئوپولیتیکی مهاجران افغان در ایران

تحرک انسانی یکی از واقعیت‌های پایدار تاریخ بشر است که تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند درگیری‌های مسلحانه، بحران‌های اقتصادی و جستجوی فرصت‌های بهتر زندگی قرار دارد .(Esses et al, 2017: 385)در دهه‌های اخیر، مهاجرت به دلیل افزایش مقیاس و پیچیدگی، به یکی از چالش‌های عمده جهانی تبدیل شده است. افغانستان به دلیل بیش از چهار دهه درگیری مداوم و بی‌ثباتی سیاسی، یکی از بزرگ‌ترین منابع مهاجرت اجباری در جهان بوده است. جمهوری اسلامی ایران بیش از چهار دهه میزبان میلیون‌ها مهاجر و پناهجوی افغان بوده و یکی از طولانی‌ترین میزبانی‌های پناهندگان شهری جهان را تجربه کرده است (عباسی شوازی، 1395: 35). تا پیش از اخراج‌های گسترده سال ۲۰۲۵، جمعیت افغان‌ها در ایران بین ۴ تا ۶ میلیون نفر تخمین زده می‌شد. مهاجرت اغلب به عنوان حرکت از مبدأ به مقصد، یا از محل تولد به مقصد دیگری در سراسر مرزهای بین‌المللی تصور می‌شود. به عنوان مثال اندازه‌گیری جریان‌های دوجانبه جهانی اغلب بر اساس جابه‌جایی از کشوری غیر از محل اقامت معمول یک مهاجر برای مدت حداقل یک سال است، به طوری که کشور مقصد به کشور جدید اقامتگاه معمول مهاجر تبدیل می‌شود. عواقب مهاجرت معمولاً به دلیل مراحل مختلف عدم اطمینانی که ممکن است ایجاد شود، از قبل تعیین نشده است تا انگیزه مهاجر را برای جابجایی منع کند. هنگامی که یک جامعه میزبان مهاجران اجباری (پناهجویان و پناهندگان) را دریافت می‌کند، به دلیل حفاظت از منابع مشترک محدود در قلمرو خود، مانند زمین، آب، تسهیلات مسکن، منابع طبیعی و معدنی، آمادگی پذیرش مهاجران جدید را ندارند. مهاجران اغلب با چالش‌های پذیرش توسط جوامع میزبان مواجه می‌شوند، از این رو مشکلات در ادغام جمعی، زندگی هماهنگ، تجارت، اعمال فرهنگی، اعتقادات مذهبی، موانع زبانی، شیوه‌های کشاورزی، فعالیت‌های اقتصادی، ادغام اجتماعی، دامداری و غیره. همواره، درگیری بین جوامع میزبان و مهاجران، انسجام اجتماعی و سایر اشکال انحطاط اجتماعی را مخدوش می‌کند. افغانستان یکی از کشورهایی در جهان است که به دلیل درگیری‌های داخلی که در چهل سال گذشته تجربه کرده و منجر به بحران اقتصادی و فقر شده است، بیشترین مهاجرفرستی را به خود اختصاص داده است.
پیمایش به بالا