در آستانه سال نو و در حالی که دهم اسفند ماه هزار و چهارصد و چهار، خانوادههای ایرانی خود را برای استقبال از بهار آماده میکردند، آسمان شهرستان لامرد در استان فارس ناگهان با فریاد مرگباری از جنس آتش و آهن شکافته شد. آنچه در بازه زمانی میان ساعت هشت و ده دقیقه تا نه و چهل دقیقه به وقت محلی، مصادف با بیست و هشتم فوریه سال دوهزار و بیست و شش، بر فراز یک سالن ورزشی و یک دبستان دخترانه در جوار تأسیسات نظامی سپاه پاسداران روی داد، نه یک اشتباه تاکتیکی ساده بود و نه یک خطای اطلاعاتی گذرا؛ بلکه پردهای از جنایتی نظاممند بود که چهره واقعی جنگ مدرن را در قالب هزاران گلوله ریز تنگستنی به نمایش گذاشت. در حالی که هنوز گرد و غبار این فاجعه فرو ننشسته بود، دکتر عبدالیان پور رئیس مرکز وکلا و کارشناسان رسمی قوه قضاییه ، با بیانیهای آتشین که در آن از «اهالی جزیره اپستین» به عنوان نماد تهیشدگی از فضائل بشری یاد کرد، فریاد حقیقت را سر داد و وعده تعقیب بیامان جنایتکاران را در هر کجای جهان که پنهان شوند، به گوش همگان رساند. در این نوشتار برآنیم، با تکیه بر اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه، قواعد عرفی، معاهدات و پروتکلهای الحاقی، و نیز رویه قضایی بینالمللی، درصدد تحلیل حقوقی این حمله و پاسخ به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که آیا آنچه در لامرد رخ داد، صرفاً یک «جنایت جنگی» بود یا فراتر از آن، مصداقی از «نسلکشی» و «جنایت علیه بشریت» به شمار میرود؟ این شیوه از اداره و پیشبرد جنگ با این حجم عظیم از هدف قرار دادن غیرنظامیان، به نظر نمی رسد صرفا واجد مسئولیت کیفری برای عاملان آن باشد، بلکه لزوم انتساب مسئولیت بین-المللی برای دولت های متجاوز و البته احراز سایر عناوین مجرمانه منطب با اساسنامه ی رم خواهد بود.
- Mahmoud.rashnavaz@gmail.com
- تهران، سپهبد قرنی، نرسیده به کریمخان، کوچه حقیقت طلب، پلاک ۹، طبقه چهارم، واحد ۱۶