جهان بعد از گذر از مخاصمات بین المللی فراگیر در جنگ های جهانی اول و دوم و البته رخدادهای تاریخی پیش از آن، به نوعی بلوغ و تکامل از جهت تئوری دست یافته بود؛ چنانچه این بلوغ و تکامل، دولت ها و اندیشمندان حوزه ی حقوق و روابط بین الملل را امیدوار به ایجاد نظم نوینی در ساختار جهانی می نمود. کنفرانس های مختلف در جهان برگزار می شد، نهادهای بین المللی، با ارائه ی رهنمودها، اعلامیه ها و پیش نویس های مبتنی بر قواعد و اصول حقوقی مختلف در حوزه های اجتماعی، اقتصادی، حقوق بشری و … سعی در توسعه ی حقوق بین الملل داشتند. این موضوع البته هرازگاهی از سوی برخی از دولت ها و البته برخی از گروه های سیاسی، نظامی، شبه نظامی و … مورد انتقاد و حتی تعرض قرار می گرفت، با این حال به نظر می رسید این سیر رو به بهبودی و کمال است. در دورانی که یکی از مسائل مهم و اساسی در جهان، بحث کنترل تسلیحات و خلع سلاح جهانی و قاعده مند کردن این فعالیت ها جهت پیشگیری از تهدیدات علیه صلح، به موضوعی مهم و پرمناقشه تبدیل شده است، برخی از کشورها از این مناقشات به سود خود و اهدافشان حداکثر بهره برداری را می برند. نزدیک به 20 سال است که این مسئله، موضوع مذاکرات بین جمهوری اسلامی ایران و غرب می باشد. در نهایت این مذاکرات و در اواخر سال 1404 مشخص شد که اهداف و برنامه های طرف مذاکره کننده، اصولا بر گفتگو استوار نبوده است. تجاوز بی پروا به تمام ساختار حاکمیتی و وجود ایران، در دستور کار آمریکا و رژیم اسرائیل قرار گرفت و با ترور رهبری جمهوری اسلامی ایران در اغاز تجاوز اسفندماه 1404، جهان را در شوکی بزرگ فرو برد. این شوک عظیم نه صرفا به خاطر یک ترور و اقدام نظامی است، بلکه جهان رو به توسعه بر مدار حقوق بین الملل دریافت که مسیر در حال حرکت، نه با موانع برخورد کرده است بلکه به نقطه ی صفر بازگشت داده شده و هرآنچه از توسعه در آن سخن گفته می شود، برداشتی نظری و البته فریبکارانه است.
- Mahmoud.rashnavaz@gmail.com
- تهران، سپهبد قرنی، نرسیده به کریمخان، کوچه حقیقت طلب، پلاک ۹، طبقه چهارم، واحد ۱۶