تولید، فرهنگ و خانواده، دولت و مردم و در نهایت، انسجام و اعتماد عمومی است. این پروژه، میراث شهدا و آرزوی دیرینه انقلاب اسلامی است.
قدرت یک کشور نیز صرفاً در تجهیزات و امکانات مادی خلاصه نمیشود. قدرت پایدار زمانی شکل میگیرد که پشتوانههای مادی و معنوی در کنار یکدیگر قرار گیرند. اقتصاد قوی، علم پیشرفته، فناوری راهبردی، توان دفاعی، فرهنگ ریشهدار و دولت کارآمد، بدون مردم امیدوار، مؤمن و متحد نمیتوانند قدرتی پایدار و ماندگار ایجاد کنند. از همین رو، میتوان گفت قلب پروژه «ایران قوی»، انسان ایرانی مؤمن و انقلابی و اراده جمعی او برای ساختن آینده است. این همان نسلی است که انقلاب را به پیروزی رساند و جنگ را اداره کرد و امروز نیز باید پرچمدار تمدنسازی نوین اسلامی باشد.
در نگاه اسلامی، مسئولیت پیش از آنکه امتیاز باشد، امانت و تکلیف است. قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا». مسئولیت در نظام اسلامی باید با مفهوم امانت، عدالت و خدمت گره بخورد. کسی که بر کرسی مدیریت قرار میگیرد، در حقیقت در برابر خداوند و مردم مسئول است. قدرت زمانی ارزشمند است که در خدمت مردم، عدالت، پیشرفت و آرامش جامعه قرار گیرد. مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی، ادامه راه انبیاست و هر مدیری باید خود را در این جایگاه ببیند.
از همین منظر، مدیر موفق کسی نیست که صرفاً جلسات بیشتری برگزار کند یا بخشنامههای بیشتری صادر نماید؛ مدیر موفق کسی است که بتواند گرهی از زندگی مردم باز کند. مردم انقلابی ایران انتظار دارند مسئولان دردهای جامعه را بشناسند، مشکلات اقتصادی را جدی بگیرند، برای اشتغال جوانان برنامه داشته باشند، با فساد و تبعیض مبارزه کنند، تولید را تقویت نمایند و از سرمایه اجتماعی کشور صیانت کنند. خدمت واقعی آن است که مسئول در روزهای سخت در کنار مردم باشد و مسئولیت عمومی را فرصت شخصی تلقی نکند. مدیر انقلابی، مدیری است که سنگر خدمت را رها نکند.
ایران قوی نیز بدون مردم قوی معنا ندارد. مهمترین سرمایه هر کشور، مردم آن هستند؛ مردمی که در روزهای دشوار بار کشور را بر دوش میکشند. کارگر متعهد با دستهای خود تولید میکند، کشاورز زحمتکش زمین را آباد میسازد، معلم دلسوز نسل آینده را تربیت میکند، پزشک و پرستار فداکار برای سلامت جامعه تلاش میکنند، مهندس متخصص زیرساخت میسازد، دانشجو و پژوهشگر خستگیناپذیر مرزهای دانش را گسترش میدهد، کارآفرین متعهد سرمایه و اندیشه را به تولید تبدیل میکند و خانواده مؤمن، شخصیت و آینده نسل بعد را شکل میدهد. ایران در نهایت با دست و اندیشه همین مردم ساخته میشود. مردم ایران، اما و اگر ندارند؛ آنها همیشه در میدان بودهاند.
به همین دلیل، اعتماد عمومی بخشی از قدرت ملی است. مردم زمانی میتوانند پشتوانهای پایدار برای کشور باشند که احساس کنند دیده میشوند، صدایشان شنیده میشود و برای زندگی و آینده آنان برنامه وجود دارد. اعتماد عمومی با صداقت، عدالت، پاسخگویی و کارآمدی ساخته میشود و در صورت بیتوجهی، به آسانی آسیب میبیند. ایران قوی کشوری نیست که صرفاً دولت آن قدرتمند باشد؛ ایران قوی کشوری است که مردم آن نیز احساس امنیت، عزت، امید و توانمندی کنند. این اعتماد، با خون شهیدان آبیاری شده و باید حفظ شود.
در کنار مردم، اقتصاد یکی از مهمترین ستونهای استقلال و اقتدار ملی است. استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی، همواره در معرض آسیبپذیری قرار دارد. تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید، مشکلات تولید، بیثباتی بازار و دشواریهای سرمایهگذاری، موضوعاتی صرفاً اقتصادی نیستند؛ بلکه مستقیماً با امنیت روانی و آینده خانوادههای ایرانی ارتباط دارند. از این رو، مبارزه با مشکلات اقتصادی باید در مرکز برنامهریزی کشور قرار گیرد. دشمن با جنگ اقتصادی به میدان آمده و ما باید با جهاد اقتصادی پاسخ دهیم.
اقتصاد مقاومتی، شعار نیست؛ راهبردی است که از دل انقلاب برخاسته و رهبر حکیم انقلاب آن را ترسیم کرده است. اقتصادی که در برابر تکانههای خارجی، تحریمها و بحرانهای بینالمللی تابآوری بیشتری داشته باشد. چنین اقتصادی بر تولید، بهرهوری، سرمایهگذاری هدفمند، کاهش وابستگی، مدیریت صحیح واردات و مبارزه بیامان با فساد استوار است. تولید داخلی نیز تنها یک موضوع اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت ملی است. هر کارخانهای که فعال میشود، یک حلقه به زنجیره استقلال اقتصادی اضافه میکند و هر جوانی که صاحب شغل میشود، امید یک خانواده را افزایش میدهد. ما میتوانیم و باید با تکیه بر توان داخلی، تحریمها را خنثی کنیم.